عبدالعظیم حسنی به نقل از امام ابوالحسن الرّضا علیه السلام می گوید:
ای عبدالعظیم دوستانم را سلام رسانیده و به آنان بگوکه شیطان را بر خود مسلّط نسازند و به راست گفتن و ادای امانت فرمانشان ده .
و آنان را به سکوت و به ترک جِدال و مشاجره درآن چه که سودی به حالشان نمی بخشد و به دیدار و ملاقات با یکدیگر امر نمای،که این موجب تقرّب جستن به سوی من است.
مبادا که ایشان به پرده دری و به هتکِ حرمت یکدیگر سرگرم شوند چرا که من بر جان خود سوگند یادکرده ام کسی که به چنین کاری دست زند، دوستی از دوستان من را به خشم آورد از خداوند بخواهم تا او را به شدیدترین عذاب دردنیا معذّب ساخته و در آخرت از زیانکاران باشد.
و ایشان را آگاه سازکه خداوند کردار نیک آن ها را مورد مغفرت خویش قرار می دهد و از بدکارانشان در می گذرد مگر آن که نسبت به او شرک ورزیده یا دوستی از دوستان من را آزار رسانیده و یا نیّت و قصد سویی نسبت به او در دل پنهان کرده باشد، که به تحقیق خداوند او را تا این که از مسیر باطلش بر نگردد نمی بخشد. چنانچه باز نگردد روح و حقیقت ایمان از قلبش رخت بر بندد و از ولایت من بیرون رود، و از پرتو ولایت ما هیچ برخوردار نباشد و از این به خدا پناه می جویم.
الاختصاص، ص٢۴٧
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در احوال شاگردان ثقلین
الهی آنکه در نماز جواب سلام نمی شنود هنوز نمازگذار نشد، ما را با نماز گذاران بدار.
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
برچسبها: نماز مستان
پدرم در نماز چنان بود که واقعا بی جان میشد. حتی در زمستان در هنگام نماز لباس ایشان خیس عرق میشد. نمازی که ایشان با این حالت میخواند و احساس میشد که اینقدر سختی و بی حالی به ایشان وارد میشود، آن وقت ببینیم حرفشان راجع به نماز چه بود.
آیت الله بهجت میگفت:
نماز لذیذترین لذایذ عالم هستی است. خداوند در عالم هستی از نماز لذیذتر نیافریده است. اگر سلاطین عالم لذت نماز را چشیده بودند به دنبال لذا دیگر و عشرتکده هاو شب نشینیها و ... نمیرفتند.
ایشان بعد از نماز تا چند دقیقه ای بی حال بود و کمی مینشست تا دوباره جان بگیرد. با وجود این نمازی که میخواند و درک میکرد، باز در وصیت خود گفت در کنار مراسم روضهای که مداومت آن باید حفظ شود، یک دور کامل برای ایشان نماز و روزه بدهیم. اینقدر برای نماز اهمیت قائل بودند.
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین
برچسبها: نماز مستان
اي بنده ي خدا، اگر تو در امر و نهي هاي ما مطيع هستي، راست ميگويي وگرنه با ادعاي مرتبه اي بلند که شايسته ي آن نيستي بر گناهانت ميفزاي، مگو که من پيرو تو هستم، بگو من از دوستان و دوستداران شمايم و بدخواه دشمنان شما، که در اين صورت تو در خير و به سوي خيرخواهي بود.
25-5-90
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در احوال شاگردان ثقلین

دلنوشته ای از مرحوم پهلوانی تهرانی (آیت الله سعادت پرور) درباره پروانه است که در ادامه آن را ببینید.
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
ادامه مطلب
حجت السلام و المسلمین صدیقی در سخنرانی عمومی خود در بیت
رهبری در شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)به تاریخ ۲۸/۲/۸۹ نقل فرمودند که:
یکی
از شاگردان آیت الله بهجت، به نام مرحوم آیت الله شیخ علی احمدی میانجی که از
عارفان بنام بودند، برای بنده تعریف کردند.البته می دانم که خود آقا(مقام رهبری)
راضی به نقل این ماجرا نیستند،اما چه کنم؟!امشب اینجا نگویم کِی بگویم؟آن بزرگوار
یعنی همان مرحوم میانجی،صاحب مقام تشرف بودند و برای من تعریف کردند که یک بار در
یکی از تشرفات از حضرت صاحب الزمان(عج)در مورد رهبری سید علی خامنه ای پرسیدم،حضرت
فرمودند: ایشان از ماست
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین
حضرت حجت الاسلام و المسلمین صدیقی:
آیت الله خوشوقت روزی در منزلشان بودند که امیر المومنین علی (ع) را می بینند و بعد امام علی (ع) به ایشان جام شرابی می دهند و ایشان می نوشند و بعد از این که آیت الله خوشوقت آن شربت را می نوشد، احساس می کند تمام وجودش را فقر نسبت به خدا فرا گرفته است و بعد از این ماجرا ایشان فهم عمیق و عجیبی نسبت به قرآن پیدا می کنند.
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
در منتخب التواريخ آمده است که حاج محمد رضاي ازري از مرثيه سرايان عرب و مادحان اهل بيت (ع) هنگامي که خواست در شهادت قمر بني هاشم از زبان امام حسين (ع) مرثيه اي بسرايد و اين مصرع را گفت: «يوم ابوالفضل استجار به الهدي.».
و معنايش آن بود که روز عاشورا آن روزي بود که امام هدايت حضرت سيدالشهداء (ع) به اباالفضل پناه برد.
پس از اينکه آن را سرود به فکر افتاد که شايد اين مطلب صحيح نباشد که امام (ع) به ابوالفضل پناه برده باشد! به همين خاطر دنباله ي آن را نگفت و از سرودن قصيده خودداري کرد.
چون شب شد امام حسين (ع) را به خواب ديد که به او فرمودند آنچه گفته اي صحيح است، و مصرع دوم را نيز خود آن حضرت گفت و بدان ضميمه کرد، و آن مصرع اين است که فرمود: «و الشمس من کدر العجاج لثامها».
يعني؛ در آن روز خورشيد از تيرگي غبارش نقابي پيدا کرده بود.
«ازري» که اين خواب را ديد به دنبال آن اشعاري سرود... به نقل از زندگی امام حسین علیه السلام تالیف محلاتی
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در احوال شاگردان ثقلین
از حضرت مولانا قدس سره از روی امتحان پرسیدند که سگ اصحاب کهف چه رنگ داشت؟؟
پاسخ داد که زرد بود و همیشه رنگ عاشقان زرد باشد چنانکه رنگ من
و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
هم از این جهت که نکته تفسیری جالبی رو بیان کرده:
صدرای عزیز و سالار فلاسفه در ص82 به دو کریمه:
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ
و
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَه
اشاره می کنه و می گوید:
از لطایف کلام الهی آن است که فرمود الم تر ، که به نبی اکرم صلی الله علیه و آله خطاب می کند نه عامه مردم، زیرا در دو آیه می فرماید آیا ندیدی که خداوند مسجود همه ... است، یعنی رویت خداوند متعال از حیث مسجود بودنش، و شکی نیست که این مشاهده (قلبی) مرتبه بنئیست که اختصاص به نبی اکرم صلی الله علیه و آله دارد
اما در مورد عامه مردم این کریمه را داریم:
أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُون
که دیگر سخن از رویت حق تعالی نیست بلکه رویت خلق الله مطرح است.
خداییش اونها از قرآن چی می فهمن و ما چی مفهمیم!!
عجب نبود گر از قرآن نصیبم نیست جز نقشی
که از خورشی جز گرمی نبیند چشم نابینا
از دوست عزیزم ( رند بزرگوارم در محفل رندان) که مشوق بنده شد و همتی به بنده داد که این مطلب رو بنویسم خیلی متشکرم
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در محضر قرآن صامت ، در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
برچسبها: در محضر اهل حق , نکات قرآنی
دعاي روز چهارشنبه :
اََللّهُمَّ احْرُسْنا بِعَيْنِكَ الَّتي لا تَنامُ، وَ رُكْنِكَ الَّذي لا يُرامُ وَ بِأَسْمائِكَ الْعِظامِ وَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَاحْفَظْ عَلَيْنا مالَوْ حَفِظَهُ غَيْرُكَ ضاعَ، وَاسْتُرْ عَلَيْنا ما لَوْ سَتَرهُ غَيْرُكَ شاعَ . وَاجْعَلْ كُلَّ ذلِكَ لَنا مِطْواعَاً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ، قَرِيبٌ مُجيبٌ .
خداوندا! با چشمانت كه آن ها را خوابي نيست و با ركن ستونت كه آن را كژي و سستي نيست و با اسماء و نامهاي عظيمت ما را حفظ فرما و بر محمد و آل محمد درود فرست، و آن را براي ما حفظ فرما كه غير تو اگر بر حفظ آن قيام كند، تباهش مي كند، و آن را از ما بپوشان كه اگر غير تو بخواهد مستورش كند، افشايش مي كند و تمام اين امور را سبب فرمانبرداري مان از خودت قرار ده كه تو شنونده دعايي و به ما نزديكي و اجابت كننده دعائي .
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن صامت ، در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا

مرحوم آقای همایی نقل کردند:
چراغعلی خان زنگنه حاکم اصفهان که در سال 1265 بحکومت آمد و مدتی حکمرانی داشت مردی عارف منش و معرفت دوست بود و به صحبت عرفا و ارباب حال رغبتی به کمال داشت . وسائط و وسائل برانگیخت که به زیارت ملاحسن بیاید، وی اجازه نداد، چون در خواهش ملاقات تاکید رفت ، یک روز خود ملاحسن به ملاقات حاکم رفت او را نشناخته از در براندند....این خبر به حاکم رفت سراسیمه بیرون دوید و خود را روی قدم ملاحسن انداخت و با احترام هرچه تمامتر او را به منزل برد و همچون بندگان خدمت گذار پیش او بایستاد و لوازم تعظیم وخاکبوسی بجای آورد و خواهش کرد که چیزی در خانه او تناول کند . ملاحسن به عذر اینکه روزه واجب گرفته است چیزی نخورد{ حقیقت مطلب این است که ملا حسن بیشتر ایام سال روزه دار بود} مجددا در خواست کرد که چیزی از وی بخواهد . ملاحسن گفت " این را می خواهم که دیگر خواهش ملاقات نکنی"!
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
در شبانه روز، ترجیحا دل شب، ده دقیقه ای با خدا خلوت کن. وضو بگیر و سر سجاده ات بنشین و به خداوند عرض کن به دیدار شما آمده ام.
اگر خطاهایت و افکار دنیوی به ذهنت آمد، چند بار استغفار کن، برطرف می شود و فضای دلت خلوت و روشن می شود. آن گاه صلوات بفرست تا نورش بیشتر شود. اگر بر این کار مداومت نمایی، این ده دقیقه همه ی اوقات شبانه روزت را خواهد گرفت.(به نقل از مصباح الهدی)
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
فرمود که: «شَفاکَ اللّهُ شِفاءً عاجِلاً! رفع درجات باشد! امید است که صحت باشد. خدمت مولانا جان عالمیان است.»
مولانا فرمود که: «بعد از این شَفاک اللّهُ شما را باد! همانا که در میان عاشق و معشوق پیراهنی از شعر بیش نمانده است. نمی خواهید که نور به نور پیوندد؟»
من شدم عریان ز تن او از
خیال
میخرامم در نهایات الوصال
شیخ با اصحاب گریان شدند و حضرت مولانا این غزل فرمود:
چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم؟...
«به نقل از جامی با کمی تصرف»
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی وقتی شبها براى تهجد برميخواست مدتى در رختخواب ضمن اجراى دستورات و آداب برخواستن از خواب، از قبيل سجده و دعا، گريه مىكرد، سپس بصحن منزل مىآمد و به اطراف آسمان نگاه ميكرد، و آيات ان في خلق السموات و الارض ... را ميخواند و سر بديوار ميگذاشت و مدتى گريه ميكرد، آنگاه براى وضو گرفتن آماده مىشد و در كنار حوض مىنشست و مدتى گريه ميكرد و پس از وضو ساختن چون بمصلايش ميرسيد و مشغول تهجد مىشد ديگر حالش خيلى منقلب مىشد، ايشان گريههاى طولانى در نمازها و مخصوصا قنوتها داشته تا آنجا كه بعضى ايشان را جزء بكائين عصر بشمار آوردهاند.
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در احوال شاگردان ثقلین
به نقل از دبیر کنگره بزرگداشت علامه محمد تقی بهلول:
علامه بهلول میگفت در بین مردم به زهد معروفم ولی زهد آیت الله خامنه ای بیشتر از من است چرا که من چیزی ندارم و زهد می ورزم ولی ایشان در مقامی هستند که می توانند داشته باشند و زهد میورزند.
از مرحوم آیتالله سید عباس کاشانی نقل شده که: شیخ بهلول خیلی از اسرار مگو را به من گفته است؛ و از آن جمله، قضیه طی الارض ایشان بود که ابتدا، انکار میکردند، ولی من دلیل آوردم و ایشان قبول کردند.به ایشان گفتم: در فلان روز و فلان ساعت، شما هم در ایتالیا بودهاید و هم در تهران، که شیخ پس از شنیدن این حرف تسلیم شدند.
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
شیخ صدوق از اميرالمؤمنین (علیه السلام) نقل کرده كه خدا دوستش را ميان همه بندههاش نهان كرده هيچ بنده از او را كوچك مشماريد بسا كه هم او ولى خدا باشد و تو ندانى.
در شرح حال ابن فارض مذكور است كه گفته است :
بعد از فوت پدر كه وى مالك اعمال خود گرديد: به تجريد و سياحت و سلوك طريق حقيقت بالكلية باز گشتم، اما بر من هيچ چيز از اين طريق فتح نمىشد، تا آن كه روزى خواستم كه به يكى از مدارس مصر درآيم، ديدم كه بر در مدرسه پيرى است بقّال وضو مىسازد، و وضويى نه بر ترتيب مشروع:
اول دستهاى خود بشست، بعد از آن پاها را، بعد از آن مسح سر كشيد، بعد از آن روى بشست.
با خود گفتم كه عجب از اين پير، در اين سن، در ديار اسلام، بر در مدرسه، در ميان فقهاى مسلمانان، وضويى مىسازد نه بر طريق مشروع! آن پير در من نگريست و گفت: أي عمر، بر تو در مصر هيچ فتح نمىشود. فتحى كه تو را دست دهد در زمين حجاز و مكه خواهد بود. و قصد آن جا كن كه وقت فتح تو رسيده است. دانستم كه آن پير از اولياء الله است، و مراد أو از آن وضوى غير مرتب اظهار جهل و تلبيس و سَتر حال بوده است. نزد آن پير طريقت بنشستم و گفتم: يا سيّدى، من كجا و مكه كجا! غير موسم حج است و رفيق راه يافت نمىشود. به دست خود اشارت كرد و گفت اينك مكه پيش روى تست. نظر كردم مكه را ديدم. وى را بگذاشتم و روى به مكه رفتم.
ابن فارض گويد از بركت صحبت و ارشاد آن پير به مكه رسيد، و أبواب فتح بر أو گشوده و آثار آن مترادف گشت.
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
ادامه بحث از محبوبات انسانی
در جلسه گذشته 4 قسم از این حب که در مجموع 9 قسم می باشد گفته شد.
5.حب میان دو شخص که تناسب معنوی(نه لزوما ظاهری) با یکدیگر دارند و ارواح ایشان با هم مناسبت دارد و این حب ناشی از طمع مال و... نیست.
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در محضر قرآن صامت ، در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
برچسبها: غم عشق
ادامه مطلب
شهید مطهری می فرمایند:
او خودش يك نهج البلاغه «مجسّم» بود، مواعظ نهج البلاغه در اعماق جانش فرو رفته بود. براى من محسوس بود كه روح اين مرد با روح امير المؤمنين (ع) پيوند خورده و متصل شده است. راستى من هر وقت حساب مىكنم، بزرگترين ذخيره روحى خودم را درك صحبت اين مرد بزرگ مىدانم؛ رضوان اللّه تعالى عليه و حشره مع اوليائه الطّاهرين و الائمّة الطيّبين.
من از اين مرد بزرگ داستانها دارم. از جمله به مناسبت بحث، رؤيائى است كه نقل مىكنم:
ايشان يك روز ضمن درس در حالى كه دانههاى اشكشان بر روى محاسن سفيدشان مىچكيد اين خواب را نقل كردند، فرمودند:
«در خواب ديدم مرگم فرا رسيده است؛ مردن را همان طورى كه براى ما توصيف شده است، در خواب يافتم؛ خويشتن را جدا از بدنم مىديدم، و ملاحظه مىكردم كه بدن مرا به قبرستان براى دفن حمل مىكنند. مرا به گورستان بردند و دفن كردند و رفتند. من تنها ماندم و نگران كه چه بر سر من خواهد آمد؟! ناگاه سگى سفيد را ديدم كه وارد قبر شد. در همان حال حس كردم كه اين سگ، تندخويى من است كه تجسم يافته و به سراغ من آمده است. مضطرب شدم. در اضطراب بودم كه حضرت سيد الشهداء (ع) تشريف آوردند و به من فرمودند: غصّه نخور، من آن را از تو جدا مىكنم.» مجموعه آثاراستادشهيدمطهرى ج1 ص :
5/24235
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
حب در تمام عالم جریان دارد و هیچ موجودی خالی از حب نیست از حضرت حق تا پایین ترین موجودات این حب جریان دارد.
بزرگانی از حکما از جمله مرحوم بوعلی در رسالۀ عشق یا شیخ اشراق در حکمت اشراق در این زمینه صحبت کرده اند. ولی ظاهراً ملاصدرا از حکمای قبلی خود در این زمینه قوی تر کار کرده است در جلد ۷ اسفار ایشان اثبات می کنند که عشق در تمام موجودات عالم سریان داردو نهایت تمام عشقهای عالم به ذات اقدس اله ختم می شود و معشوق حقیقی خداوند متعال است. این حب را می توان در دنیا حیوانات نیز دید.
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
برچسبها: غم عشق
ادامه مطلب
صوفى نخست يا حكيم باشد يا متكلم؛ و پيش از استحكام علم حكمت و كلام و بالجمله بىاستكمال طريقه نظر، خواه بر وفق اصطلاح علماء و خواه بدون آن، ادعاى تصوّف، عام فريبى و صيّادى باشد. و سخن در لفظ تصوّف و لغت صوفى نيست، بلكه غرض، سلوك معنوى است و طلب وصول حقيقى و فانى شدن از هر چه غير اوست و باقى بودن بدو كه حديث «كنت سمعه و بصره» اشاره بدان مرتبت و اخلاص و تقواى حقيقى در شرع، عبارت از آن منزلت است و از مكاشفات علميّه كه صوفيّه مدّعى آنند، نه مراد حصول علم نظرى است بىحاجت دليل و برهان به سبب آنكه حصول نظرى بىحدّ وسط محال است... بلكه مراد مشاهده نتيجه برهان است مجرّد از اغشيه اوهام و خيالات.
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
به احتمال زیاد نام مبارک حاج ملا هادی سبزواری به گوشتون خورده،اگرم نخورده یه کمی توضیحات راجع بهش می نویسم که شاید براتون جالب باشه.
او از بزرگترين و معتبرترين فيلسوف شيعى مذهب و ايرانى تبار، در سيصد سال اخير- بعد از ملا صدرا تا امروزست،و شیخ الفقهاء شیخ انصاری و استاد العرفاء ملا حسینقلی همدانی از شاگردان حاجی بوده اند.
جدا از اینها و مقامات علمی جریانات جالبی درباره ایشون نقل شده که حیفه برخی از اونها رو نقل نکنم،آخرش هم یه آدرس می دم آونجا مطالب زیادی راجع به ایشون پیدا می کنید.
اديب پيشاوري مي گويد: شان حاجي سبزواري اظهار كرامت نبود و اين امور شان مجزوبين حاجي بود
داستاني از او نقل است كه فوق هر كرامتي است: گروهي از طلبه هاي كرماني به مدرسه ايشان وارد شدند و مورد پذيرايي طلاب قرار گرفتند. وقتي در مجلس درس ايشان حاضر شدند، بهت و شگفتي آنان را فرا گرفت و چون علت را پرسيدند، گفتند كه هجده سال پيش در كرمان شخصي به مدرسه ما آمد و گفت از حج برمي گردم و در راه مانده ام، بيمار نيز هستم و اجازه خواست تا در مدرسه ما بماند تا بهبود يابد. گفتيم واقف شرط كرده است كه متوقف اين مكان اهل سواد باشد. گفت من علمي ندارم. در آخر خادم مدرسه با اين شرط كه در خدمت كردن طلاب كمك كند او را جاي داد. دو سال و نيم خدمت ما را كرد و ما در آن مدت جزواتي خطي از تقريرات ملا هادي مشهور را مي خوانديم و چون بعضي نظرات او را نمي پسنديديم، هر روز ناسزاهاي فراواني به ملا هادي مي داديم. حال مي بينيم آن كه به درسش آمديم همان خادم مدرسه خودمان است كه دو سال و نيم خدمت ما را كرد و فحش شنيد و دم نزد كه منظور من در فلان درس اين گونه كه شما فهميده ايد نبوده است!
در مقدمه دیوان اسرار(که اشعار حاجی جمع آوری شده درش) آقا سید حسن امین که از انسانهای وارسته و با سواد است مطالب خیلی خوبی راجع به حاجی آورده ،انشاءالله باز هم راجع به ایشون حکایتهایی رو می آورم
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
محبوبیت نزد خداوند
در ادامه بحث از انواع محبت، بحث از حب خداوند به بندگانش را ادامه می دهیم و گفته شد که حب خداوند به مخلوقاتش از چه جهتیست اکنون به چگونگی محبوب شدن نزد خداوند متعال می پردازیم.خداوند متعال در آﯾﮥ 31 سوره آل عمران می فرماید:
قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله ((ای پیامبر)بگو اگر خدا را دوست دارید مرا اطاعت کنید تا خدا شما را دوست بدارد)
در ابتدای آیه بحث از نشانه محب حقیقی است که در جلسات بعد به آن می رسیم اما در این آیه راه محبوب شدن نزد خداوند نیز بیان شده است و
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در محضر قرآن صامت ، در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
برچسبها: غم عشق
ادامه مطلب
علامه حلی (قدس سره)در مجلس سلطان محمد خدابنده توانست علمای مخالف را مغلوب کند و ثمره اش آن شد که پادشاه خدابنده با اكثر اعيان و بسيارى از اهالى ايران ببركت علّامه شيعه شدند و سلطان حكم كرد، كه اسامى چهارده معصوم را بر دراهم و دينار نقش كردند و مساجد را نيز حكم نمود كه به نقش اسامى امامان مزيّن نمايند، گويند كه ملّا حسن كاشى بهمراه علّامه در آن سفر بوده و او مردى ظريف بود پس بپادشاه بعد از الزام مخالفين معروض داشت كه من دو ركعت نماز بمذهب فقهاء اربعه ميخوانم و دو ركعت نماز هم بمذهب جعفرى و عقل پادشاه را حاكم قرار ميدهم.
ملّا حسن گفت كه ابو حنيفه با يكى ديگر از فقهاء اربعه جايز ميدانند كه با شراب وضو ساخته شود و همچنين ابو حنيفه ميگويد كه پوست حرام گوشت به دباغت پاك مىشود و جايز دانسته كه بجاى حمد و سوره يك آيه خوانده شود اگر چه به ترجمه باشد و جايز دانسته كه بر نجاست سگ سجده كنند و جايز دانسته كه بعوض سلام بعد از تشهد ضرطه (= با عرض معذرت یعنی :باد شکم)صادر كنند
پس ملّا حسن از شراب وضو ساخت و پوست سگ پوشيده و سرگين سگ را سجدهگاه كرد و تكبير گفت و بعوض حمد و سوره فرمود كه دو برگ سبز كه معنى«مدهامتان»است كه يك آيه است، پس ركوع و سجود بر سرگين سگ كرده و ركعت ديگر را نيز بدين دستور عمل نمود پس تشهّد خواند و بعوض سلام ضرطه از دبر خارج كرد و گفت اين نماز مخالفان است، سپس با خضوع و خشوع تمام دو ركعت نماز بنا بر مذهب شيعه اداء كرده سلطان گفت كه معلوم است اينكه اولى نماز نيست بلكه نماز موافق عقل و ادب همين نماز ثانى است. به نقل از ترجمه الألفين با کمی دخل و تصرف؛ص29 و ص30
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین
در جلسات گذشته به عرضتان رسید که منشأ پیدایش عالم، محبت است و نکاتی در مورد حدیث کنز مخفی گفته شد در این جلسه در خصوص انواع حب صحبت می کنیم :
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در محضر قرآن صامت ، در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
برچسبها: غم عشق
ادامه مطلب
در يك زمستان سخت كه برف زيادى باريده بود؛يك شب به حاجى(حاج صادق تخت فولادی استاد مرحوم نخودکی)عرض مى كنند روباهى پاى ديوار تكيه ايستاده و از سرما مى لرزد. مى فرمايند گوش او را بگيريد و بياوريد اينجا، مى روند روباه را مى آورند مرحوم حاجى خطاب به روباه مى فرمايند در اينجا اطاقى هست كه چند مرغ و خروس از ما در آنجا است تو هم مى توانى شبها بيائى و در آن اطاق با آن حيوانات بمانى و صبح كه شد دنبال كارت بروى سپس به خدمتكارشان مى فرمايند: روباه را ببريد در اطاق مرغها جاى دهيد...
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، نکاتی از اولیاء الله
برچسبها: از حیوان بیاموزیم
ادامه مطلب
حضرت حافظ بيتي دارد كه مي فرمايد:
از آن به دير مغان عزيزم مي دارند
كه آتشي كه نميرد هميشه در دل ماست
به نظر مي آيد كه اين بيت ناطر به حديث شريف ذيل است :
إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً ثُمَّ قَالَ ع بِأَبِي قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَةٍ قِيلَ وَ مَا قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَةٍ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ لَا يَذْكُرُهُ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى (مستدرك الوسائل ج : 10 ص : 318)
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
امام قدّس سرّه براى من تعريف كردند: توى راه من گفتم كه نماز نخوانده ام . يك جايى نگهداريد كه من وضو بگيرم . گفتند: ما اجازه نداريم . گفتم : شما كه مسلح هستيد و من اسلحه ندارم . به علاوه شما همه با هم هستيد و من يك نفرم . كارى كه نمى توانم بكنم . گفتند: ما اجازه نداريم . فهميدم كه فايده اى ندارد و اينها نگه نمى دارند. گفتم : خوب ؛ اقلاً نگه داريد تا من تيمّم كنم . اين را گوش كردند و ماشين را نگه داشتند. امّا اجازه پياده شدن به من ندادند. من همين طور كه توى ماشين نشسته بودم از توى ماشين خم شدم و دست خود را به زمين زدم و تيمّم كردم . نمازى كه خواندم پشت به قبله بود چرا كه از قم به تهران مى رفتيم و قبله در جنوب بود. نماز با تيمّم و پشت به قبله و ماشين در حال حركت ! اين طور نماز صبح خود را خواندم . شايد همين دو ركعت نماز من مورد رضاى خدا واقع شود.( مجله پيام زن ، ش 3، خرداد 1371، به نقل از دختر حضرت امام)
خود حضرت امام سروده :
عاشقان روى او را خانه و كاشانه نيست
مرغ بال و پر شكسته فكر باغ و لانه نيست
گر اسير روى اويى نيست شو پروانه شو
پاى بند ملك هستى در خور پروانه نيست
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا
عشق ورزیدن به حق تعالی پشتوانه معرفت میخواهد چه عقلي چه نقلي ،لذا ما در جلسات صرفاً بحث عشق را نداریم بلکه محبت و معرفت مورد بحث است و در جلسات مباحث معرفتی هم خواهیم داشت .
ادامه بحث جلسه قبل : عرض شد که حدیث کنز مخفی سندی که به معصوم برسد ندارد و ابن عربی هم به این امر تصریح دارد اما میگوید کشفاً صحیح است و حدیثی معروف در میان عرفاست.نقل می کنند که حضرت داوود(ع) به حضرت حق عرضه داشت :برای چه خلق کردی؟ندا امد :من گنجی پنهان بودم دوست داشتم شناخته شوم پس خلق را افریدم .مرحوم شاه آبادی از این حدیث 6 نکته اساسی را استنباط می کند. و در این جا به نکاتی از این حدیث اشاره می کنیم...
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در محضر قرآن صامت ، در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
برچسبها: غم عشق
ادامه مطلب
يكي از اهل الله حافظ را در برزخ مشاهده كرده بود و حافظ اشاره كرده بود كه من غزل شاه شمشاد قدان در درباره حضرت عباس (روحي فداه)سروده ام و غزل اين است:
شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان
كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان
مست بگذشت و نظر بر من درويش انداخت
گفت اي چشم و چراغ همه شيرين سخنان
تا كي از سيم و زرت كيسه تهي خواهد بود
بندهء من شو و برخور ز همه سيم تنان
....
وقتي ابجد اباالفضل العباس حساب شود با ابجد شاه شمشاد قدان يكي است ولي بايد توجه داشت كه حروف ناخوانا را در ابجد نبايد شمرد كه در اين صورت ابجد هر دو مي شود:1106
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
برچسبها: حکایات جالب


