6.حب میان افراد به خاطر اینکه در یک اجتماع هستند مثلا مسجدی ها،هم محله ایها و...
7.محبت به دیگری به خاطر اینکه مناسبت ظاهری دارند مثلا بازاری ها،اراذل و اوباش،کودکان با هم و پیرها هم با یکدیگر
8.محبت بین علت و معلول و معلول نسبت به علتش (در این جا علت به معنای اعم خودش در نظر گرفته شده نه معنای واقعی آن) مثلا محبت بین معلم و متعلم(چون معلم سبب و علت حیات روحانی انسان است)،محبت بین پدر و فرزند،محبت بین خداوند و مخلوقاتش که راجع به حب خداوند به بندگان بحث شد.
9.محبت بین معلولهای یک علت مثلا محبت بین خواهران و برادران و خویشان که به پدری واحد میرسند یا محبت بین شاگردان و یا محبت به موجودات عالم از آن جهت که معلول خداوند هستند
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
محبت به خداوند در جمیع محبت ها سزاوارتر است
اما در اولی که حب انسان به خودش بود انسان باید بداند که وجود هر موجودی وابسته و عین تعلق به ذات اقدس اله است و اگر صاحب عکس نباشد دیگر در آیینه چیزی نمی افتد و اگر صاحب سایه نباشد دیگر از سایه خبری نیست. عرفا همین حالا می بینند که در جهان کثرتی مستقل وجود ندارد کل شیء هالک الا وجه الله را می بینند که اصلا جز خدا موجودی نیست اگر وجود الله نبود دیگر انسانی نبود و نه هیچ موجود دیگری یا ایها الناس انتم الفقراءُ الی الله همه عین فقر به سوی اویند و او قیوم است یعنی قوامش به ذات خود و قوام غیر به اوست. پس از این جهت حب خداوند اولی تر است زیرا هر موجودی به وجود حق است که موجود شده است.
در حب نوع دوم و سوم این حب ها نیز به نوعی به حب انسان به خودش بر میگردد مثلا در حب انسان به محبوبی که از آن لذت می برد این حب بعد حیوانی دارد زود به دست می آید و زود نیز از بین می رود و این لذت را خدا آفریده و انسان که گرفتار حجب ظلمانی است نمی داند که هیچ لذتی نیست مگر به خاطر وجود خداوند .
خداست که لذت ها را آفرید و در محبت سومی هم اگر دقت کنیم می فهمیم که هر چه داریم از خداست طبق قاعده ای که دلیل عقلی ونقلی برایش آمده لا موثّر فی الوجود الا الله هر نعمتی به انسان رسیده در واقع از خدا رسیده اگر کسی از پشت تلفن خبر خوشی را به شما بگوید شما از گوشی تشکر می کنید یا از آن شخص، اوست که مسبب الاسباب است تمام حمدها مخصوص اوست الحمدالله رب العالمین لذا از این جهت هم بررسی کنیم محبت خداوند اولی است.
حب قسم چهارم آن بود که انسان به خاطر ذات محبوبش به آن محبت داشت که در اینجا هم حب خداوند اولی است چرا که هر جمال وکمالی که در این عالم هست جلوه و رشحه ای از جمال خداوند است اینما تولّوا فثمّ وجه الله کسی که یوسف جمیل را افرید قطعا خود جمیل تر است اللهم انی اسئلک من جمالک باجمله و کل جمالک جمیل لکن انسان توهم می کند که این جمال مستقل است هر کمالی پرتویی از کمال اوست و همچون آیینه ای است که کمالی از حق را نشان می دهد نه اینکه کمالی جدا از کمال حق تعالی باشد.
اما در محبت قسم پنجم که بحث از مناسبت معنوی بین ارواح بود، در این جا هم حب حق تعالی اولی است، زیرا نفس ناطقۀ انسان گلی است از گلزار عالم قدس از این جهت که چون از روح انسانی سوال شد(در سورۀ اسرا) خطاب رسید قل الرّوح من امر ربی ، این ارواح هستند که در عوالم قبل مورد خطاب الست بربکم قرار گرفتند و جواب بلی دادند(سورۀ اعراف) پس میان ارواح و حق تعالی تناسبی معنوی و رابطه ایی مخفی است و به خاطر همین است که وقتی بندگان دچار مصیبت و بلا می شوند بی اختیار منقطع و متوسل به حق تعالی می شوند و واقعا خدا را می خوانند دعوا الله مخلصین
زمانی این تناسب معنوی تام می شود که انسان به ادای واجبات و نوافل و ترک محرمات بپردازد و برخی از اولیاء الست بربکم را به یاد می اورند. مولی امیرالمؤمنین فرموده اند :من یادم هست خطاب الست بربکم را(جریان عهد الهی با ما)
اما در محبت دیگر که مناسبت ظاهری بود باز هم حب حق تعالی اولی است زیرابسیاری از اخلاق الهی و صفات حق به نحو تنزل یافته در افراد موجود است مثل نیکی، احسان، لطف و رحمت بر حق و....
و اگر محبت از جهت علیت و معلولیت باشد که دیگر خیلی روشن است حب حق تعالی اولی است. مرحوم نراقی می فرماید در بقیۀ اسباب محبت، دربارۀ حق تعالی نقص و صور است.
پس غیر ازحق تعالی کسی مستحقّ محبت حقیقی نمی باشد و اگر دقیق نظر کنی غیر از او محبوبی نمی یابی (در این باره بیشتر گفته می شود) و این مرتبه ای است که نمی رسد به آن مگر اهل معرفت و اولیاء الله و آنان که کورند و بی بصیرتند از ادراک این مرتبه محجوبند و در چرا گاه شهوات جسمانی و علف زار لذّات جسمیه مانند چهار پایان به چریدن مشغولند .يعلمون ظاهرا من الحيوة الدنيا و هم عن الآخرة هم غافلون
مدعى
خواست که آید به تما شا گه
راز
دست غیب آمد و بر سینه نا محرم زد
موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم) ، در محضر قرآن صامت ، در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
برچسبها: غم عشق


