کشکول معرفت

در بیان معارف الهی و احوالات اهل معرفت

کشکول معرفت | خرداد ۱۳۹۹

محمدهادی
کشکول معرفت در بیان معارف الهی و احوالات اهل معرفت

عاقبت دل بستن به غیر خدا

حسين بن علوان گويد:

 در مجلسى نشسته بوديم كه دانش مى ‏آموختيم و هزينه سفر من تمام شده بود، يكى از رفقا بمن گفت: براى اين گرفتاريت به كه اميدوارى؟

گفتم: بفلانى،

گفت: پس بخدا كه حاجتت برآورده نشود و بآرزويت نرسى، و مرادت حاصل نشود،

گفتم: تو از كجا دانستى خدايت رحمت كناد؟.

گفت:

امام صادق عليه السّلام بمن حديث فرمود كه:

در يكى از كتابها خوانده است كه خداى تبارك و تعالى ميفرمايد:

به عزت و جلال و بزرگوارى و رفعتم بر عرشم سوگند

كه آرزوى هر كس را كه بغير من اميد بندد، به نوميدى قطع ميكنم. و نزد مردم بر او جامه خوارى ميپوشم، و او را از تقرب خود ميرانم و از فضلم دور ميكنم.

او در گرفتاريها بغير من آرزو مى ‏بندد، در صورتى كه گرفتاريها بدست من است؟

 و به غير من اميدوار مى‏شود و در فكر خود در خانه جز مرا ميكوبد؟

 با آنكه كليدهاى همه درهاى بسته نزد من است و در خانه من براى كسى كه مرا بخواند باز است.

كيست كه در گرفتاريهايش بمن اميد بسته و من اميدش را قطع كرده باشم؟

 كيست كه در كارهاى بزرگش بمن اميدوار گشته و من اميدش را از خود بريده باشم،

من آرزوهاى بندگانم را نزد خود محفوظ داشته و آنها بحفظ و نگهدارى من راضى نگشتند و آسمانهايم را از كسانى كه از تسبيحم خسته نشوند (فرشتگان) پر كردم و بآنها دستور دادم كه درهاى ميان من و بندگانم را نبندند. ولى آنها بقول من اعتماد نكردند،

مگر آن بنده نميداند كه چون حادثه‏اى از حوادث من او را بكوبد، كسى جز باذن من آن را از او برندارد، پس چرا از من روى‏گردانست، من با وجود و بخشش خود آنچه را از من نخواسته باو ميدهم سپس آن را از او ميگيرم، و او برگشتش را از من نميخواهد و از غير من ميخواهد؟ او در باره من فكر ميكند كه ابتدا و پيش از خواستن او عطا ميكنم، ولى چون از من بخواهد بسائل خود جواب نميگويم؟ مگر من بخيلم كه بنده‏ ام مرا بخيل ميداند؟

مگر هر جود و كرمى از من نيست؟

مگر عفو و رحمت دست من نيست؟.

مگر من محل آرزوها نيستم؟ پس كه ميتواند آرزوها را پيش از رسيدن بمن قطع كند [كه ميتواند آرزوها را جز من قطع كند] آيا آنها كه بغير من اميد دارند نميترسند؟

اگر همه اهل آسمانها و زمينم بمن اميد بندند، و بهر يك از آنها باندازه اميدوارى همه دهم، بقدر عضو مورچه‏اى از ملكم كاسته نشود، چگونه كاسته شود از ملكى كه من سرپرست او هستم؟ پس بدا بحال آنها كه از رحمتم نوميدند، و بدا بحال آنها كه نافرمانيم كنند و از من پروا نكنند.

 اصول کافی، ج2،ص66


موضوعات مرتبط: در محضر قرآن های ناطق(ارواحناه فداهم)

تاريخ : چهارشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۹ | 14:32 | نویسنده : محمدهادی |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.