شیخ صدر الدّین قونوی قدّس سرّه به عیادت مولانا آمد.
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
فرمود که: «شَفاکَ اللّهُ شِفاءً عاجِلاً! رفع درجات باشد! امید است که صحت باشد. خدمت مولانا جان عالمیان است.»
مولانا فرمود که: «بعد از این شَفاک اللّهُ شما را باد! همانا که در میان عاشق و معشوق پیراهنی از شعر بیش نمانده است. نمی خواهید که نور به نور پیوندد؟»
من شدم عریان ز تن او از
خیال
میخرامم در نهایات الوصال
شیخ با اصحاب گریان شدند و حضرت مولانا این غزل فرمود:
چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم؟...
«به نقل از جامی با کمی تصرف»
موضوعات مرتبط: در احوال شاگردان ثقلین ، شعرهای زیبا ، نکاتی از اولیاء الله
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ | 6:19 | نویسنده : محمدهادی |


